8 دی ماه 1385 در پرشین بلاگ فعالیت مجدد وبلاگ
نویسیم را ،بعد از دو سال وقفه ،آغاز کردم. پس از هک شدن پرشین بلاگ در مرداد 86
کوله بارم را بستم و با ناراحتی از پرشین بلاگ به بلاگ اسکای رفتم و بعد از مدتی به
بلاگفا نقل مکان کردم.
بلاگفا سرور مورد علاقه من بود. کار با آن برایم راحت بود. امکانات و سرویس
دهیش خوب بود و در یک کلام یکی از بهترین سرورهای وبلاگ نویسی فارسی. بلاگفا را
دوست داشتم اما...
امروز صبح در آستانه ورود به چهارمین سال وبلاگ نویسی ، بلاگفا تشخیص داد که
وبلاگ من باید مسدود شود! به جرم اینکه از حقیقت نوشتم و این تخطی از قوانین
سایت بود. به جرم اینکه از حقوق مردم و ظلمی که به آنها در روز عاشورای حسینی
شد نوشتم و این براساسقوانین کشور تخلف است. به
تشخیص بلاگفا مطالب دیروزمن "انتشار محتوای غیر اخلاقی" بود .
راست میگوید بلاگفا.. کدام انسان اخلاق مداری در روز عاشورا به روی مردم کشورش
گلوله میگشاید؟ جوی خون بر پیاده رو ها روانه میسازد؟ این عین بی اخلاقی است و من
با لینکهای خبری و عکسهایی که عریان این بی اخلاقی را نشان میدادند مطالب غیر
اخلاقی منتشر کردم! اما در راس اینها بلاگفا به دستور مقامات قانونی تشخیص
داد وبلاگ من مناسب باز ماندن نیست! مقامات قانونی ای که به جای رسیدگی به جرایم و
جناباتی که هر روزه در خیابانها بر مردم میرود تمام فکر وذکرش این است که قلم ،
اندیشه و آزادی را بگیرد!
امروز بلاگفا، این
سرور عزیز، این رفیق قدیمی، با بی مهری تمام وبلاگ دوست داشتنی من، یوزری که دو
سال تمام هر روز مطلب نوشت و هیچ مطلبی خلاف قوانین نبود، دوسال تمام هر روز نوشت
و سه وبلاگ دیگر هم با عناوین و موضوعات مختلف در بلاگفا داشت، از بس به بلاگفا
اعتماد داشت که هیچ بک آپی از مطالب وبلاگش نگرفت حتی آنها را در word سیو نکرد، را مسدود کرد.و من نیمی از بهترین
یادداشتهایم را به لطف این دوست قدیمی و بی وقا از دست دادم.
امشب گم شده ای داشتم. از صبح که به لطف دوستانم خبر مسدودی وبلاگم را شنیدم
بغضم را پنهان کردم. میخندیدم در ظاهر اما ته قلبم درد داشتم. آنها که میشناسندم میدانند
روزم را شب میکردم تا در وبلاگم چیزی بنویسم. فقط با نوشتن در وبلاگم آرام می شدم.
نام کاربری وبلاگم را دوست داشتم چون خاص بود. و همه اینها را در چشم بهم زدنی از
دست دادم. برای هدفی بزرگ.. برای دینی که بر گردنم بود. برای دفاع از حق شهروندیم.
برای فریاد آزادی خواهیم!
امروز بغض داشتم. از ساعتی که به دنیای مجازی آمدم آنهم با این وضعیت اسفناک
سرعت اینترنت مواظب خودم بودم که در آدرس بار ، ادرس وبلاگم را ننویسم تا با آن
کلمات منحوس مواجه نشوم! گمشده ای داشتم.
اما این هم سعادتی بود که درآغازین لحظاتورود به چهارمین سال وبلاگ نویسیم بازگردم به وبلاگ سابق و تولدش را با غمی سنگین در جایی جشن بگیرم که مدتها بود از آن کوچ کرده بودم.
پس:
سلام لیدی برد، سلام نامه های دلتنگی
تولدت مبارک
شنبه 28 شهریور ماه سال 1388
شوق وصف ناشدنی
سلام . اخرین روزهای ماه شهریور رو سپری می کنیم در کنار آخرین روز ماه رمضان. ماهی که در ان بیشتر از پیش به خود و خدای خود می اندیشیم و برای ارتباطی نزدیکتر وزیباتر با خالق خود بدون واسطه راز و نیاز می کنیم...پیشاپیش "عید فطر" را به همه دوستان عزیز تبریک عرض می کنم و امیدوارم که عبادات همه شما عزیزان از هر نوع مورد قبول درگاه حضرت دوست قرار گیرد.
میدانم بسیاری از ما نیت ماه رمضان امسالمان آزادی زندانیان بود وامیدوارم خدای بزرگ هر چه سریعتر این خواسته ما را اجابت کند.
هرچند رمضان امسال برایم به زیبایی سال قبل نبود اما زیباییهای خاص خودش را داشت.یکی از آن زیباییها حماسه آفرینی مردم عزیز وبزرگوار میهنم در راهپیمایی سبز دیروز بود. آنقدر این حضور بی نظیر بود که هنوز شیرینی آن مانده وقلم قاصر از نوشتن چیزی دیگرست! دوست دارم فقط بنویسم از این مردم، از این حضور از این "شور همراه با شعور"!
نمیدانم آیا این بار میتوانم به شعور مردم کشورم اعتماد کنم یا نه؟ ایرانیان همیشه حماسه آفریدند اما ناخواسته گاهی در ادامه به انحراف کشیده شدند. اما انگار این بار جنس شعور مردم هم فرق کرده. انگار تمام تاریخ را در ذهن مرور کرده اند ونمیخواهند تکرار مکررات شود. انگار این سه ماه همه با هم خواندیم از مشروطه، از مصدق و کودتای ننگین 28 مرداد، از انقلاب شیرین 57 وتلخی های بعدش، از حماسه کم نظیر دوم خرداد و دو سال تماشایی و رویایی و حوادث بعدش! همه را جمع کردیم و در 5 ماه اخیر چه در عرصه تبلیغات شور انگیز انتخابات و چه در اعتراضات مدنی و قانونی خود به نتیجه غیر قانونی انتخابات نشان دادیم.
آری این بار مردم کشورم از جنسی دیگر شده اند. نسل جوان کشورم خود را از پیله بی خیالی که به دور خود تنیده بود رها کرد و نشان داد جوان ایرانی همیشه سری پر شور وشعور دارد و در بزنگاهخود را نمایان می کند
امروز بیشتر از پیش افتخار کردم به زنان و مردان ایرانی از هر نسلی... دیروز بعد از دیدن فیلمی که از مردم در زیرپل حافظ نشان میداد پیرمردی را دیدم که فریاد میزد "نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران" دوست داشتم آنجا می بودم و بر دستان پیرمرد بوسه میزدم..وقتی عکسهایی دیدم که روشندلی در میان مردم با مچ بند سبز راه میرود به جسارت وشجاعت و غیرتش احسنت گفتم و شرمنده شدم از اینکه نتوانستم در این حماسه حضور داشته باشم.
دیروز ، روز مردم ایران بود مثل بسیاری روزهای دیگر..دیروز روز ملی مبارزه با ظلم واستبداد بود. دیروز نشان دادیم که ملت ایران در برابر رعب و وحشت واختناق راه سکوت پیش نمی گیرد. دیروز نشان دادیم نه دولت کودتا میخواهیم نه حکومت کودتایی ونظامی و نه حکومت انسان خودکامه بر همنوعانش!
دیروز نشان دادیم راه قدس از کربلا میگذرد! دیروزنشان دادیم پیروان واقعی انقلاب 57 چه کسانی بودند.
دیروز نشان دادیم که از ما میترسند انقدر که راه را بسته بودند تا مبادا جمعیت سبز ومیلیونی به همان دو خیابان قرق شده برای دوربینهایشان وارد شوند وبساط دروغهایشان را بر هم زنند. انقدر ترسیده بودند که از ساعت 12 تمام راههای ارتباطی را بسته بودند.اینترنت به شدت کند بود. دریغ از باز شدن سایتهای خبری! یا حتی یاهو و جی میل!!!باور کنید اگر سایتهای پورنو را میزدی زودتر برایت باز میشد! چه هراسی دارند از مردم! خوشحالم.. با آن همه اسلحه و خشونت و زور، از ما مردم بی دفاع اینگونه هراسانند!
از اینها بگذریم آسمان سخت میبارد.. از دیروز غروب باریدن آغاز کرده و سیل آسا میبارد..غرش میکند ونوری میزند ومیبارد. انگار که خدا دلش از این همه ظلمی که بنده اش، اشرف مخلوقاتش میکند دیگرنتوانسته اشکهایش را نگه دارد. این ها اشکهای خداست. اشک درد وشوق...
جمعه 27 شهریور ماه سال 1388
روز قدس سبز
سلامی دوباره به بلاگ اسکای. وقتی دستهایی استکه میخواد همه رومحروم از نوشتن وخواندن کند باید راه چاره
جست. مدتی ازپرشین
بلاگ به بلاگ اسکای و سپس به بلاگفا نقل مکان کرده بودم اما اینروزها که سعی دارند با فیلترینهای خاص
دسترسی به وبلاگ ها رومشکل کننددیدم باید در هر جایی که میشود نوشت دوباره بنویسم.پس از امروز در هر
سهوبلاگم در اینجا و پرشین بلاگ وبلاگفا مطالبم روقرار میدم.امیدوارم که
..
امروز روز قدس باشکوهتر از هر سال برگزار شد. آخه امروز فقط روز فلسطین نبود روز تماممظلومانی بود که زیر چکمه های کثیف
دیکتاتوری و استبداد لگد مال میشوند. امروز
روز ایران مظلوم بود در کنار فلسطین مظلوم. افغانستان وپاکستان برمهو هندوراس و.... امروز روز ما بود. روز
ملت ایران. روز مردم ایران روز سبزاندیشان
اما چند نکته که از صبح متوجه شدم:
تلویزیون دوربینهایش در جاهای ثابتیمستقر بود و غیر از دو سه نقطه جایی رو نشون نداد .اون سه
نقطه هم بیشترقسمتهای
جنوبی دانشگاه تهران بود و در واقع سه ضلع جنوبی ،شرقی وغربیدانشگاه.. نه اینور تر نه اونورتر! چرا؟؟ خوب معلومه برای
اینکه در باقینقاط
انقدر حضور سبزها زیاد بود که هیچ جوری نمیتونستند جلوی اونهاروبگیرن و یا شعارهاشون رو پخش کنند!
نکته جالب دیگه این بود وانتهای بسیاریکه بلندگو داشتند در بین مردم تردد میکردند تا بتونن
شعارهای مردم رو خنثیکنند اما جمعیت انقدر زیاد بود که باز هم صدای مردم شنیده می شد. این
بلندگو ها شعار مرک بر آمریکا واسراییل میدادند و بعد مردم میگفتن مرگ بر روسیه!!! اگه به یوتیوب
دسترسیدارید
فیلمهاش موجود است!
یه نفری گفته بود : روز قدس روز فلسطینه کسی نباید شعارهایی غیر از
حمایت از فلسطین بده!
اما امروز تمام پلاکاردهایی که در دستحامیان کودتا بود چه در تهران وچه در شهرهای دیگه(کاملا
برنامه ریزی شده) محتوی این جمله
بودند: ولایت فقیه رمز پیروزی!
و پرده های متعددی که تلویزیون نشونمیداد جمله هایی در حمایت از شخص خاصی بود وجمله هایی
مانند: این همه لشگرآمده به عشق رهبر آمده...جانم فدای رهبر.....لبیک یا ........ و .....
خب من خیلی سعی کردم در بین اینپلاکاردها و جملاتشون چیزی در دفاع از ملت فلسطین ببینم
اما هر چه دیدمستایش یک فرد بود. نمیدونم چرا پیروان رهبری به حرفهای ایشان هم گوشنمیدهند.. مردم که دشمنند اگرگوش نمیدهند
دلیلش این است که فدایی رهبرنیستند اما این عده که فدایی اندچرا گوش نکردند و شعارهایی به جز شعارهایمربوط به فلسطین دادند؟!
نکته دیگر قسمتی از جملات قصار جناب ا.نبود. من فقط یک قسمت کوتاه را شنیدم این جناب در سخنان
قبل از خظبه میگفتکه ین رژیم(منظور اسراییل) نابود شده است. در حال نابودی و سقوط است. ودائم هم میگفت این رژیم در حال سقوط است!
بعد یک دلیلی که آورد این بود: شما
برای زدن یک ساختمون 5 میلیونی موشک یک میلیاردی استفاده میکنید اینمعامله برابری نیست این یعنی شکست!!!
من هم میگم جناب ا.ن شما هم برای زدنمردم بی سلاح و بی دفاع از چماق و باتوم و کابل و تفنگ و
کلت و گاز اشکآور
واسپری فلفل و بازداشتگاه کهریزک و تجاوز و سوزاندن و دفن پنهانی وممنوع کردن برگزاری مراسم و.... استفاده
میکنید این معامله برابری نیستاین یعنی شکست!
ا.ن گفت اروپا وآمریکا در حال سقوطند وبرای همین دور خودشون یه دیوار کشیدن!!!! من نمیدونم این
دیواره کجاست؟ باهمه کشورها ارتباط دارن، داد و ستد دارند، پیشرفت دارند و دور خودشوندیوار هم کشیدن!!!!
تازه از بان کی مون خواست گزارش کامل جنایات اسراییل رو بده! میشه از
بان کی مون بخواد گزارش کامل جنایات سه ماه اخیر ایشون روهم بده؟
باز هم از سازمان ملل و کشورهای پیشرفتهخواست که بیان زیر نهادهای سازمان ملل رفراندوم برگزار
کنند!!! میشه ازنهادها سازمان ملل بخواد بیان ویک انتخابات برگزار کنند؟!
جالب اینجاست که وقتی میخوان از خودشوندفاع کنن میگن سازمان ملل با صهیونیستهاست و ... و وقتی
میخوان اسراییلروتخطده کنند دست به دامن سازمان ملل میشن!!
باز هم جملات قصاری ایشون فرمود در موردانتخابات(من نمیدونم اینها که ادعا میکنند انتخابات صحیح
بود وهمه چیز درارامش وخبری نیست چرا هنوز بعد از سه ماه خودشون هی اصرار دارن بگنانتخابات مشکل نداشت! آقا نداشت دیگه چرا
انقدر میگی؟!!!)
بله در مورد انتخابات هم باز 40 میلیونحضور رو برای خودش ضبط کرد و گفت صهیونیستها یه جاهایی
سرو صدا کردن!!!! یه عده ای یه
کم سرو صدا کردندبرای اینکه شوکه شده بودند!!! حالا هممیگنیه عده ای میخوان تو نیویورک که ما میخوایم بریم سروصدا
کنند! نمیدونن ایننوع کارا دیگه سیاسی نیست. ما برای این کارا به اندازه سر سوزن تره همخورد نمیکنیم!(نقل به مضمون نیست)
عجبا ا.ن جان، سی سال ایران با اقتدار بااسراییل مبارزه کرد و خودت میگی در حال نابودی است میشه
بپرسم چطور میتونهاسراییل انقدر در ایران نفوذ داشته باشه(بعنی بیشتر از زمان شاه که دوستشبود) بتونه میلیونها نفر رو به خیابون
بیاره وبه مدت دو ماه میلیونها نفراز بام منازل الله اکبر سر بدن!!! دست مریزاد به اسراییل نابود شدنی کهتونسته میلیونها نفر و یک ماه تمام به
خیابان بکشونه و خوابت رو حروم کنه!
البته باید گفت که اگر این نوع کارهاسیاسی نیست ادبیات ناین آقا هم که از ته کوچه وبازار و
شاید هم چاله میدونآمده ادبیات سیاسی نیست... اصلا کاری به تقلب و انتخابات ندارم همون
موقعهم که رییس
جمهورمون بود ادبیات چاله میدونیش حالم رو بد میکرد وباعثشرمندگی میشد که ایرانی ها که مظهر ادب و استاد ادبیاتند
بعد از خاتمیسخنور
چنین کسی رو دارن که از بی حیا ترین آدمها بی حیاتر و دهن چاک تروبیا دب تر است و احتمالا عرصه سیاست
ونطقهای سیاسی روبا چال میدون اشتباهگرفته!
راستی یه خبر باحال هم رجا نیوز گذاشت بد نیست بخندیم:
رحا نیوز نوشت که وقتی کروبی از ماشینپیاده شد مردم شعار مرگ بر منافق سر دادند که اطرافیان
کروبی با گاز اشکآور به سمت مردم حمله کردند!!!!!!!!!!!!!
بابا عجب کشور باحالی داریم.. گاز اشکآور تو دست مردم عادی مث نقل و نباته! راست میگفت سردار
جعفری مردم زدنبسیجیها روکشتن چون وقتی گاز اشک آور دست مردمه، کلت هم دست مردمه!!! بیچاره بسیجیها که هیچی ندارن!
شعارهای امروز: نه غزه نه ایران حانمفدای ایران/ کروبی زنده باد موسوی پاینده باد/موسوی بت
شکن بت بزرگ وبشکن(ایضا
برای کروبی هم همین و گفتن)/دروغگو دروغو 63 درصدت کو؟/بسیجیواقعی همت بود و باکری/ و دهها شعار دیگه
البته خبر های بد اینکه به سید محم خاتمیعده ای معلوم الحال به سرکردگی پسر شریعتمداری و جنتی
حمله کردند که مردماز خاتمی حمایت کردند و بعد از اون گارد ضد شورش مجبور شد بیاد و مانعهتاکی بیشتر بشه! و البته اجازه ندادند
که موسوی از منزلش خارج بشه ( اینخبر هنوزتایید نشده)
خوشحالم خیلی هم خوشحالم...از اینکه مردمهنوز در صحنه هستند... از اینکه انقدر از مردم ترسیدند. از
اینکه درختسبزمون
ریشه عمیقی زده و دیگه با هیچ تبری قطع نمیشه...