دلتنگیهای از جنس همه...گفتن از دردهای مشترک..
سه شنبه 24 اردیبهشت ماه سال 1387
اسباب کشی

لطفا آدرس من رو در لینکهاتون تغییر بدید..

www.marmosh.blogfa.com

 

 

 

              همه بریم خونه جدید کفشدوزک!!!!

یکشنبه 22 اردیبهشت ماه سال 1387
دعا یا مرثیه!!!!

 

پیش نوشت: امروز با اجازه تعدادی از لینکهای وبلاگم رو حذف میکنم.این لینکها مربوط

 

به کسانی میشه که دیر آپ میکنند و همچنین همراهی نمیکنند پس ببخشید اگه از

 

لیست حذف میشید

 

فقط این وسط لینک نارسیسا بالاجبار پاک میشه چون وبلاگش حذف شده!امیدوارم

 

هرچه زودتر آدرس جدیدش رو بهم بده!

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

امروز ظهر که سوار ماشین شدم راننده رادیو روشن کرده بود. صدایی حزن آلود

 

میخوند:

 

اللهم انی اسئلک حجت ابن الحسن صلواتک علیه و الا اباهه فی هذا الساعه و

 

فی کل الساعه......................

 

من به شدت این دعا رو دوست دارم.به شدت تحت تاثیرش قرار میگرم و زیر لب

 

میخونمش..تنها دعایی که شاید حفظ باشم همین دعاست..دلیلش شاید اینه

 

که در زمان ابتدایی که قاری قرآن در مدرسه بودم!!!!!!!!!!!!!

 

روزهایی که نوبت قرائت من نبود این دعا رو بعد از قرآن سر صف میخوندم. شاید

 

همونه که من هنوز با شنیدنش حس خاصی بهم دست میده.همون چیزی که از

 

بچگی تو ذهنم رفته و نشست کرده مثل خیلی چیزهای دیگه که نشست کردن و

 

اگه خوبن که هیچ اما اگه بدن باید تلاش کنم که مغزم لایروبی بشه..و تا حدی موفق

 

بودم!

 

اما نکته تاسف برانگیز برای من این بود که چند سالیه که این دعا رو درست مثل

 

مرثیه میخونن. و نمیدونم چرا..اون موقعها هم که گاهی روزه میکرفتم دعای سحر

 

رو برخلاف همه که دوست داشتن من دوست نداشتم چون انقدر غمناک میخوندن

 

که حالم گرفته میشد...نمیدونم چرا ؟ نمیدونم بر چه اساسی علاقه خاصی دارند

 

که قرآن، اذان و دعا رو به صورت غمگین ، مرثیه وار و درد آور بخونن..انگار که در

 

خواندن اینها اگر شادی باشه اگر سرور باشه گناه کبیره است!!!!

اما من یادمه این دعا رو غمگین نمیخوندم. تازه یادمه که آیت الکرسی رو یکی از

 

دوستامون با آهنگ "ای ایران " میخوند و هنوزم نا خودآگاه اگه بخوام یه تیکش رو

 

به یاد بیارم و بخونم فقط با ریتم ای ایران میخونم..انقد هم بهتر بود...

 

شنیدن این دعا امروز اول بهم حس خوبی داد اما بعد که دیدم ناله میزنه و پشتش

 

هم باز یه دعای دیگه که خواننده اش از این بدتر ناله میزد حسابی حالم رو گرفت

 

و به اصطلاح خودمونی پنچر شدم! دلم میخواست راننده رادیو رو خاموش کنه...

 

بینید به همین راحتی آدم رو منزجر میکنند از همه چیز..منی که اول برقی تو چشام

 

زد و زیر لب شروع کردم به خوندن دعا بعدش دلم میخواست دعای مورد علاقه ام رو

 

نشنوم....وای به حال ........................

 

واقعا دارند با دین چه میکنند؟

________________________________________________________________

پی نوشت: مطلب قبلی خیلی بحث برانگیز شد!!! کامنتها رو که میخوندم دیدم

 

چقدر همه نظرهای متفاوت دادند..اما تاسفم از این بود که چند نفری نوشتند

 

نمیشود کاری کرد!!!!!! و من فقط ازشون سوال دارم:

 

کی باید کاری بکنه؟ غیر از اینه که ما جوونها، نوجوونها باید کاری بکنیم؟ ماییم که

 

باید با فرهنگ غلط، با افکار نادرست، با خرافات و با هر چیز غلط بیجا مبارزه کنیم....

 

برای چی نباید برامون مهم باشه؟ مگه ما عضوی از این جامعه نیستیم؟

 

و البته بعضیها از متن من برداشت کردند که من نسبت به آقایون بد بینم !

 

اصلا این طور نیست که هیچ ، من اصولا بین دوستام به طرفدار آقایون بودن محکوم

 

هستم...فقط مشکل اینه که نه آقایون درست میدونن چی میخوان نه خانمها!!!

 

اینم قابل توجه اون سری از دوستان که فکر کردن با نوشته قبلیم میخواستم آقایون

 

 رو بکوبم..اصلا این طور نیست..به نظر من مرد و زن برابرند...از دید من تفاوت زن و

 

مرد در فیزیولوژی بدنشونه و به واسطه اون در یکسری رفتارهای ذاتی....

 

در این مورد مفصل بحث میکنم انشالله!!! فقط خواستم بگم من نه مردها رو میکوبونم

 

نه زنها رو..نه از مرد الکی دفاع میکنم نه از زن....به هیچ عنوان موافق مرد سالاری

 

یا زن سالاری نیستم..فقط برابری!!!!

پنجشنبه 19 اردیبهشت ماه سال 1387
دختران امروز

سلام. کمی تاخیر دارم و این رو میدونم.یه کم حال حال مساعد برای نوشتن نداشتم.

 

پست قبلی خوشبختانه در نظر بسیاری از دوستان خوب بود و من خوشحالم که

 

خواننده های وبلاگم انقدر به من و نوشته هام لطف دارند. یکی از کسانی که خیلی

 

لطف داره و تقریبا از روزی که آدرس بلاگم رو داره همیشه به من سر زده مطالبم رو

 

خونده و نظر گذاشته توحید عزیز است ،توحید از همکلاسیهای کلاس زبانم بوده که

 

متاسفانه در این ترم سعادت ندارم از بودن در کنارشون استفاده ببرم. و البته

 

حرصشون بدم بخاطر غلطهای مفتضحانه گرامری و لغتیم!!در هر صورت لازمه که بگم

 

توحید یکی از کسانی هست که در دانش انگلیسی خیلی وارده و بسیار کوشا است

 

و خیلی خیلی خوب صحبت میکنه تقریبا وقتی صحبت میکنه هیچ غلطی نداره..و

 

من براش آرزوی موفقیت بیشتر میکنم.

 

توحید کامنتی در باره پست زیر گذاشت که لازمه صحبتی در موردش کنم.البته کامنت

 

 به نظر من هیچ ربطی به موضوعی که نوشتم نداشت اما نوعی نگاه بود به وضعیت

 

امروز جوانهای ما...چیزهایی که توحید گفت نگاهی از یک پسر به دختر های امروز...

 

گفت:

 

" سلام با بیشتر چیزایی که گفتی موافقم ولی انگار چشماتو بستی  و خیلی چیزارو نمیخوای ببینی! یعنی همه

 

ی دخترا بیچاره ان و تمام مشکلات از پسراست . نه عزیز من کافیه فردا بعد از ظهر بدون ماشین یه سر بری

 

شیشه گران تا ببینی که نقش دخترا تو این اتفاقاتی که میفته اگه کمتر نباشه بیشترم نیست.مگه میشه این همه

 

دختر اینقدر از همه جا بی خبر و ساده باشن که میگی و به همین راحتی تو تله بیفتن؟"

 

اما میدونی چرا اینجوری شده؟

 

میدونی چرا الان دیگه دختر چشم و گوش بسته کمه؟

 

اصلا چشم و گوش بسته، آفتاب مهتاب ندیده یعنی چی؟

 

اصلا چرا دخترای امروزی این همه آرایش میکنند؟ اونهم آرایشهای زننده؟

 

چرا لباسهای نامتناسب میپوشند؟

 

اصلا آیا چطور لباس پوشیدن آدمها به بقیه ربط داره؟

 

البته من از اونجایی که آزادی بی حدو حصر رو با هرج و مرج مساوی میدونم قبول

 

دارم یه چهارچوبهایی باید باشه اما آیا هیچوقت علت اینهمه رفتار غیر متعارف رو

 

از خودت پرسیدی؟

 

نه...میدونم نپرسیدی...چون در تمام طول عمرت که ایشالله ۱۲۰ سال بشه همیشه

 

شنیدی دختر نباید اینجور باشه دختر نباید اونجور باشه و همیشه دیدی که تو به

 

عنوان یک مرد حق داری هر کاری دوست داری بکنی بدون ترس از اّبرو. بدون ترس از

 

نگاه بد و ناپاک بدون ترس از پشت سر گویی! هیچوقت از خودت پرسیدی چرا توی

 

مرد میتونی هرچی دوست داری بپوشی؟ حداقل مجبور نیستی روی سرت روسری

 

بذاری یا در تابستون یه لباس روی لباسات بپوشی؟هیچوقت شنیدی به تو بگن

 

عیبه تا دیر وقت بیرون باشی؟ هیچوقت بهت گفتن پسر نباید بلند تو خیابون بخنده؟

 

تا حالا شنیدی بهت بگن تو اگه با یه دختر رابطه داشته باشی آبروت میره؟نه عزیزم

 

اینا رو نشنیدی..تو هیچ محدودیتی نداشتی...تنها محدودیت تو این بود که شاید

 

نمیتونستی با شلوارک بری بیرون..تازه اونم اگه بیای کسی به پاهات زل نمیزنه و

 

هوس تجاوز بهت رو نمیکنه! آره دوست خویم..این محدودیتها رو نداشتی که یهو

 

بخوای برای فرار از این محدودیتها افسار گسیخته بشی و بزنی به سیم آخر اما

 

دخترهای ما همیشه شنیدن....همیشه همه کار عیب بوده براشون.

 

همیشه باید مراقب باشن...واسه همینه که حالا که جو جامعه یه کم تغییر کرده

 

حالا که ماهواره ها تو هر خونه ای هست دخترای ما خودشون رو گم کردند. دیگه

 

نمیدونن چی کار کنن.برای همین از کوچکترین آزادیشون به نحوی استفاده میکنند.

 

عقده پوشیدن مانتو و روسری رو با آرایشهای آنچنانی تا اندکی رفع میکنند..

 

از بس به دخترهای ما گفتن زن برای مرده که فکر میکنن باید همیشه برای مرد طنازی

 

کنند..پس لازمه دل بردن از مرد زیبا کردن خودشونه...و دلبری کردن به هر نحوی !!!!

 

از بس در سالهای قبل پسرها تا تونستن از دخترها سوءاستفاده کردن که دخترهای

 

نسل شما گرگ شدن.حالا که یه کم آزادی پیدا کردن.حالا که محدودیتهای زمان ما رو

 

ندارن دارن دق دلی دخترای سابق رو در میارن..حالا میخوان گول بزنن..حالا دیگه

 

آفتاب مهتاب ندیده و چشم و گوش بسته نیست...چرا باشن؟ مگه چیشون از پسرها

 

کمتره؟ چرا یه پسر میتونه با دخترها دوست باشه اما یه دختر بده این کار و بکنه؟

 

چرا یه پسر تا بالغ میشه به فکر اینه که سکس داشته باشه اما یک دختر نمیتونه؟

 

دخترهای امروز تابو شکستن...دخترهای امروز باور کردن که اونها هم نیاز جنسی دارن.

 

دخترهای امروز مثل مادرهاشون نخواستن چشم و گوش بسته باشن که از زندگی

 

جز مادر شدن و پخت و پز چیزی نمیدونن...اما دختراهای امروز راهش رو بلد نیستن..

 

دخترهای امروز راه نشون دادن خودشون رو به دلیل عدم آشنایی فقط در زیبا کردن

 

و لباسهای آنچنانی پوشیدن و نشون دادن تن و بدنشون میدونن..دخترهای امروز

 

باور کردن که فقط وسیله ای برای رفع نیاز مرد نیستند اما متاسفانه باور کردند که

 

فقط سکسشان مورد توجه یک مرد است....البته با زهم این مساله دلیلش بر میکرده

 

به فرهنگ غلط و نگاه مردها به زنها...همیشه مردها زیبایی زن و طنازی و لوندی

 

زن رو خواستار بودند..برای همیینه که دخترهای ما با اینکه تابو شکنی کردند اما باز

 

به مطالبات غلط مردها به غلط تن دادند....برای اینه که تو میگی خیلی از دخترا

 

خودشون مقصرن..اما نه دوست من من میگم دخترها مقصر نیستند یک دختر حق

 

داره از جوونی و طراوتش لذت ببره چیزی که میخواد بپوشه..کاری که میخواد بکنه...

 

دوست داره لوندی کنه بکنه ،بدون اینکه بهش بگن جلف و ..... اما، مشکل از فرهنگ

 

غلط ماست...اگه برای اون دختر مشکل پیش میاد بخاطر تفکر و نگاه غلط ما به جنس

 

زنه...یه کم ، فقط یه کم نگاهت رو درست تر کن!