دلتنگیهای از جنس همه...گفتن از دردهای مشترک..

200 کارتون معروف 200 کارتون معروف
هر کارتون که فکرشو بکنی، هر کارتون
فقط 80 تومان | 9 DVD
مجموعه حیات وحش زندگی
محصول پائیز 2009 بسیار زیبا و دیدنی
زیرنویس فارسی شده با کیفیت عالی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
دوشنبه 7 دی ماه سال 1388
گمشده در آستانه تولد

8 دی ماه 1385 در پرشین بلاگ فعالیت مجدد وبلاگ نویسیم را ،بعد از دو سال وقفه ،آغاز کردم. پس از هک شدن پرشین بلاگ در مرداد 86 کوله بارم را بستم و با ناراحتی از پرشین بلاگ به بلاگ اسکای رفتم و بعد از مدتی به بلاگفا نقل مکان کردم.

بلاگفا سرور مورد علاقه من بود. کار با آن برایم راحت بود. امکانات و سرویس دهیش خوب بود و در یک کلام یکی از بهترین سرورهای وبلاگ نویسی فارسی. بلاگفا را دوست داشتم اما...

امروز صبح در آستانه ورود به چهارمین سال وبلاگ نویسی ، بلاگفا تشخیص داد که وبلاگ من باید مسدود شود! به جرم اینکه از حقیقت نوشتم و این تخطی از قوانین سایت بود. به جرم اینکه از حقوق مردم و ظلمی که به آنها در روز عاشورای حسینی شد نوشتم و این براساس قوانین کشور تخلف است.  به تشخیص بلاگفا مطالب دیروزمن "انتشار محتوای غیر اخلاقی" بود . راست میگوید بلاگفا.. کدام انسان اخلاق مداری در روز عاشورا به روی مردم کشورش گلوله میگشاید؟ جوی خون بر پیاده رو ها روانه میسازد؟ این عین بی اخلاقی است و من با لینکهای خبری و عکسهایی که عریان این بی اخلاقی را نشان میدادند مطالب غیر اخلاقی منتشر کردم! اما در راس اینها بلاگفا به دستور مقامات قانونی تشخیص داد وبلاگ من مناسب باز ماندن نیست! مقامات قانونی ای که به جای رسیدگی به جرایم و جناباتی که هر روزه در خیابانها بر مردم میرود تمام فکر وذکرش این است که قلم ، اندیشه و آزادی را بگیرد! 

 

امروز بلاگفا، این سرور عزیز، این رفیق قدیمی، با بی مهری تمام وبلاگ دوست داشتنی من، یوزری که دو سال تمام هر روز مطلب نوشت و هیچ مطلبی خلاف قوانین نبود، دوسال تمام هر روز نوشت و سه وبلاگ دیگر هم با عناوین و موضوعات مختلف در بلاگفا داشت، از بس به بلاگفا اعتماد داشت که هیچ بک آپی از مطالب وبلاگش نگرفت حتی آنها را در word سیو نکرد، را مسدود کرد.و من نیمی از بهترین یادداشتهایم را به لطف این دوست قدیمی و بی وقا از دست دادم.

امشب گم شده ای داشتم. از صبح که به لطف دوستانم خبر مسدودی وبلاگم را شنیدم بغضم را پنهان کردم. میخندیدم در ظاهر اما ته قلبم درد داشتم. آنها که میشناسندم میدانند روزم را شب میکردم تا در وبلاگم چیزی بنویسم. فقط با نوشتن در وبلاگم آرام می شدم. نام کاربری وبلاگم را دوست داشتم چون خاص بود. و همه اینها را در چشم بهم زدنی از دست دادم. برای هدفی بزرگ.. برای دینی که بر گردنم بود. برای دفاع از حق شهروندیم. برای فریاد آزادی خواهیم!

امروز بغض داشتم. از ساعتی که به دنیای مجازی آمدم آنهم با این وضعیت اسفناک سرعت اینترنت مواظب خودم بودم که در آدرس بار ، ادرس وبلاگم را ننویسم تا با آن کلمات منحوس مواجه نشوم! گمشده ای داشتم.

 

اما این هم سعادتی بود که درآغازین لحظات  ورود به چهارمین سال وبلاگ نویسیم بازگردم به وبلاگ سابق و تولدش را با غمی سنگین در جایی جشن بگیرم که مدتها بود از آن کوچ کرده بودم.

 

پس:

سلام لیدی برد، سلام نامه های دلتنگی


تولدت مبارک

شنبه 28 شهریور ماه سال 1388
شوق وصف ناشدنی

سلام . اخرین روزهای ماه شهریور رو سپری می کنیم در کنار آخرین روز ماه رمضان. ماهی که در ان بیشتر از پیش به خود و خدای خود می اندیشیم و برای ارتباطی نزدیکتر وزیباتر با خالق خود بدون واسطه راز و نیاز می کنیم...پیشاپیش "عید فطر" را به همه دوستان عزیز تبریک عرض می کنم و امیدوارم که عبادات همه شما عزیزان از هر نوع  مورد قبول درگاه حضرت دوست قرار گیرد.

میدانم بسیاری از ما نیت ماه رمضان امسالمان آزادی زندانیان بود وامیدوارم خدای بزرگ هر چه سریعتر این خواسته ما را اجابت کند.

هرچند رمضان امسال برایم به زیبایی سال قبل نبود اما زیباییهای خاص خودش را داشت.یکی از آن زیباییها حماسه آفرینی مردم عزیز وبزرگوار میهنم در راهپیمایی سبز دیروز بود. آنقدر این حضور بی نظیر بود که هنوز شیرینی آن مانده وقلم قاصر از نوشتن چیزی دیگرست! دوست دارم فقط بنویسم از این مردم، از این حضور از این "شور همراه با شعور"!

نمیدانم آیا این بار میتوانم به شعور مردم کشورم اعتماد کنم یا نه؟ ایرانیان همیشه حماسه آفریدند اما ناخواسته گاهی در ادامه به انحراف کشیده شدند. اما انگار این بار جنس شعور مردم هم فرق کرده. انگار تمام تاریخ را در ذهن مرور کرده اند ونمیخواهند تکرار مکررات شود. انگار این سه ماه همه با هم خواندیم از مشروطه، از مصدق و کودتای ننگین 28 مرداد، از انقلاب شیرین 57 وتلخی های بعدش، از حماسه کم نظیر دوم خرداد و دو سال تماشایی و رویایی و حوادث بعدش! همه را جمع کردیم و در 5 ماه اخیر چه در عرصه تبلیغات شور انگیز انتخابات و چه در اعتراضات مدنی و قانونی خود به نتیجه غیر قانونی انتخابات نشان دادیم.

آری این بار مردم کشورم از جنسی دیگر شده اند. نسل جوان کشورم خود را از پیله بی خیالی که به دور خود تنیده بود رها کرد و نشان داد جوان ایرانی همیشه سری پر شور وشعور دارد و در بزنگاه  خود را نمایان می کند

امروز بیشتر از پیش افتخار کردم به زنان و مردان ایرانی از هر نسلی... دیروز بعد از دیدن فیلمی که از مردم در زیرپل حافظ نشان میداد پیرمردی را دیدم که فریاد میزد "نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران" دوست داشتم آنجا می بودم و بر دستان پیرمرد بوسه میزدم..وقتی عکسهایی دیدم که روشندلی در میان مردم با مچ بند سبز راه میرود به جسارت وشجاعت و غیرتش احسنت گفتم و شرمنده شدم از اینکه نتوانستم در این حماسه حضور داشته باشم.

دیروز ، روز مردم ایران بود مثل بسیاری روزهای دیگر..دیروز روز ملی مبارزه با ظلم واستبداد بود. دیروز نشان دادیم که ملت ایران در برابر رعب و وحشت واختناق راه سکوت پیش نمی گیرد. دیروز نشان دادیم نه دولت کودتا میخواهیم نه حکومت کودتایی ونظامی و نه حکومت انسان خودکامه بر همنوعانش!

دیروز نشان دادیم راه قدس از کربلا میگذرد! دیروزنشان دادیم پیروان واقعی انقلاب 57 چه کسانی بودند.

دیروز نشان دادیم که از ما میترسند انقدر که راه را بسته بودند تا مبادا جمعیت سبز ومیلیونی به همان دو خیابان قرق شده برای دوربینهایشان وارد شوند وبساط دروغهایشان را بر هم زنند. انقدر ترسیده بودند که از ساعت 12 تمام راههای ارتباطی را بسته بودند.اینترنت به شدت کند بود. دریغ از باز شدن سایتهای خبری! یا حتی یاهو و جی میل!!!باور کنید اگر سایتهای پورنو را میزدی زودتر برایت باز میشد! چه هراسی دارند از مردم! خوشحالم.. با آن همه اسلحه و خشونت و زور، از ما مردم بی دفاع اینگونه هراسانند!

از اینها بگذریم آسمان سخت میبارد.. از دیروز غروب باریدن آغاز کرده و سیل آسا میبارد..غرش میکند ونوری میزند ومیبارد. انگار که خدا دلش از این همه ظلمی که بنده اش، اشرف مخلوقاتش میکند دیگرنتوانسته اشکهایش را نگه دارد. این ها اشکهای خداست. اشک درد وشوق...

جمعه 27 شهریور ماه سال 1388
روز قدس سبز

سلامی دوباره به بلاگ اسکای. وقتی دستهایی است که میخواد همه رومحروم از نوشتن وخواندن کند باید راه چاره جست. مدتی از پرشین بلاگ به بلاگ اسکای و سپس به بلاگفا نقل مکان کرده بودم اما این روزها که سعی دارند با فیلترینهای خاص دسترسی به وبلاگ ها رومشکل کنند دیدم باید در هر جایی که میشود نوشت دوباره بنویسم.پس از امروز در هر سه وبلاگم در اینجا و پرشین بلاگ وبلاگفا مطالبم روقرار میدم.امیدوارم که

..

امروز روز قدس با شکوهتر از هر سال برگزار شد. آخه امروز فقط روز فلسطین نبود روز تمام مظلومانی بود که زیر چکمه های کثیف دیکتاتوری و استبداد لگد مال میشوند. امروز روز ایران مظلوم بود در کنار فلسطین مظلوم. افغانستان وپاکستان برمه و هندوراس و.... امروز روز ما بود. روز ملت ایران. روز مردم ایران روز سبز اندیشان

 

اما چند نکته که از صبح متوجه شدم:

تلویزیون دوربینهایش در جاهای ثابتی مستقر بود و غیر از دو سه نقطه جایی رو نشون نداد .اون سه نقطه هم بیشتر قسمتهای جنوبی دانشگاه تهران بود و در واقع سه ضلع جنوبی ،شرقی وغربی دانشگاه.. نه اینور تر نه اونورتر! چرا؟؟ خوب معلومه برای اینکه در باقی نقاط انقدر حضور سبزها زیاد بود که هیچ جوری نمیتونستند جلوی اونها روبگیرن و یا شعارهاشون رو پخش کنند!

نکته جالب دیگه این بود وانتهای بسیاری که بلندگو داشتند در بین مردم تردد میکردند تا بتونن شعارهای مردم رو خنثی کنند اما جمعیت انقدر زیاد بود که باز هم صدای مردم شنیده می شد. این بلندگو ها شعار مرک بر آمریکا و اسراییل میدادند و بعد مردم میگفتن مرگ بر روسیه!!! اگه به یوتیوب دسترسی دارید فیلمهاش موجود است!

یه نفری گفته بود : روز قدس روز فلسطینه کسی نباید شعارهایی غیر از حمایت از فلسطین بده!

اما امروز تمام پلاکاردهایی که در دست حامیان کودتا بود چه در تهران وچه در شهرهای دیگه(کاملا برنامه ریزی شده) محتوی این جمله بودند: ولایت فقیه رمز پیروزی!

و پرده های متعددی که تلویزیون نشون میداد جمله هایی در حمایت از شخص خاصی بود وجمله هایی مانند: این همه لشگر آمده به عشق رهبر آمده...جانم فدای رهبر.....لبیک یا ........ و .....

 

خب من خیلی سعی کردم در بین این پلاکاردها و جملاتشون چیزی در دفاع از ملت فلسطین ببینم اما هر چه دیدم ستایش یک فرد بود. نمیدونم چرا پیروان رهبری به حرفهای ایشان هم گوش نمیدهند.. مردم که دشمنند اگرگوش نمیدهند دلیلش این است که فدایی رهبر نیستند اما این عده که فدایی اندچرا گوش نکردند و شعارهایی به جز شعارهای مربوط به فلسطین دادند؟!

 

نکته دیگر قسمتی از جملات قصار جناب ا.ن بود. من فقط یک قسمت کوتاه را شنیدم این جناب در سخنان قبل از خظبه میگفت  که ین رژیم(منظور اسراییل) نابود شده است. در حال نابودی و سقوط است. و دائم هم میگفت این رژیم در حال سقوط است! بعد یک دلیلی که آورد این بود: شما برای زدن یک ساختمون 5 میلیونی موشک یک میلیاردی استفاده میکنید این معامله برابری نیست این یعنی شکست!!!

من هم میگم جناب ا.ن شما هم برای زدن مردم بی سلاح و بی دفاع از چماق و باتوم و کابل و تفنگ و کلت و گاز اشک آور واسپری فلفل و بازداشتگاه کهریزک و تجاوز و سوزاندن و دفن پنهانی و ممنوع کردن برگزاری مراسم و.... استفاده میکنید این معامله برابری نیست این یعنی شکست!

ا.ن گفت اروپا وآمریکا در حال سقوطند و برای همین دور خودشون یه دیوار کشیدن!!!! من نمیدونم این دیواره کجاست؟ با همه کشورها ارتباط دارن، داد و ستد دارند، پیشرفت دارند و دور خودشون دیوار هم کشیدن!!!!

تازه از بان کی مون خواست گزارش کامل جنایات اسراییل رو بده! میشه از بان کی مون بخواد گزارش کامل جنایات سه ماه اخیر ایشون روهم بده؟

باز هم از سازمان ملل و کشورهای پیشرفته خواست که بیان زیر نهادهای سازمان ملل رفراندوم برگزار کنند!!! میشه از نهادها سازمان ملل بخواد بیان ویک انتخابات برگزار کنند؟!

جالب اینجاست که وقتی میخوان از خودشون دفاع کنن میگن سازمان ملل با صهیونیستهاست و ... و وقتی میخوان اسراییل روتخطده کنند دست به دامن سازمان ملل میشن!!

باز هم جملات قصاری ایشون فرمود در مورد انتخابات(من نمیدونم اینها که ادعا میکنند انتخابات صحیح بود وهمه چیز در ارامش وخبری نیست چرا هنوز بعد از سه ماه خودشون هی اصرار دارن بگن انتخابات مشکل نداشت! آقا نداشت دیگه چرا انقدر میگی؟!!!)

بله در مورد انتخابات هم باز 40 میلیون حضور رو برای خودش ضبط کرد و گفت صهیونیستها یه جاهایی سرو صدا کردن!!!! یه عده ای یه کم سرو صدا کردندبرای اینکه شوکه شده بودند!!! حالا هممیگن یه عده ای میخوان تو نیویورک که ما میخوایم بریم سروصدا کنند! نمیدونن این نوع کارا دیگه سیاسی نیست. ما برای این کارا به اندازه سر سوزن تره هم خورد نمیکنیم!(نقل به مضمون نیست)

عجبا ا.ن جان، سی سال ایران با اقتدار با اسراییل مبارزه کرد و خودت میگی در حال نابودی است میشه بپرسم چطور میتونه اسراییل انقدر در ایران نفوذ داشته باشه(بعنی بیشتر از زمان شاه که دوستش بود) بتونه میلیونها نفر رو به خیابون بیاره وبه مدت دو ماه میلیونها نفر از بام منازل الله اکبر سر بدن!!! دست مریزاد به اسراییل نابود شدنی که تونسته میلیونها نفر و یک ماه تمام به خیابان بکشونه و خوابت رو حروم کنه!

البته باید گفت که اگر این نوع کارها سیاسی نیست ادبیات ناین آقا هم که از ته کوچه وبازار و شاید هم چاله میدون آمده ادبیات سیاسی نیست... اصلا کاری به تقلب و انتخابات ندارم همون موقع هم که رییس جمهورمون بود ادبیات چاله میدونیش حالم رو بد میکرد وباعث شرمندگی میشد که ایرانی ها که مظهر ادب و استاد ادبیاتند بعد از خاتمی سخنور چنین کسی رو دارن که از بی حیا ترین آدمها بی حیاتر و دهن چاک تر وبیا دب تر است و احتمالا عرصه سیاست ونطقهای سیاسی روبا چال میدون اشتباه گرفته!

راستی یه خبر باحال هم رجا نیوز گذاشت بد نیست بخندیم:

رحا نیوز نوشت که وقتی کروبی از ماشین پیاده شد مردم شعار مرگ بر منافق سر دادند که اطرافیان کروبی با گاز اشک آور به سمت مردم حمله کردند!!!!!!!!!!!!!

بابا عجب کشور باحالی داریم.. گاز اشک آور تو دست مردم عادی مث نقل و نباته! راست میگفت سردار جعفری مردم زدن بسیجیها روکشتن چون وقتی گاز اشک آور دست مردمه، کلت هم دست مردمه!!! بیچاره بسیجیها که هیچی ندارن!

 

شعارهای امروز: نه غزه نه ایران حانم فدای ایران/ کروبی زنده باد موسوی پاینده باد/موسوی بت شکن بت بزرگ و بشکن(ایضا برای کروبی هم همین و گفتن)/دروغگو دروغو 63 درصدت کو؟/بسیجی واقعی همت بود و باکری/ و دهها شعار دیگه

البته خبر های بد اینکه به سید محم خاتمی عده ای معلوم الحال به سرکردگی پسر شریعتمداری و جنتی حمله کردند که مردم از خاتمی حمایت کردند و بعد از اون گارد ضد شورش مجبور شد بیاد و مانع هتاکی بیشتر بشه! و البته اجازه ندادند که موسوی از منزلش خارج بشه ( این خبر هنوزتایید نشده)

 

 

خوشحالم خیلی هم خوشحالم...از اینکه مردم هنوز در صحنه هستند... از اینکه انقدر از مردم ترسیدند. از اینکه درخت سبزمون ریشه عمیقی زده و دیگه با هیچ تبری قطع نمیشه...

 

   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10    >>